مردا وقتی فکر می کنن...

  • ۲۲:۴۴

مامانم روی کاغذ با چند تا خط و دو تا مداد رنگی خیلی ساده لباسی که می خواست برای خان داداش ببافه رو کشید. کاغذ رو داد دست خان داداش گفت ببین خوبه؟ اونم اول خیلی با دقت نگاهش کرد و بعد مداد گرفت دستش و مشغول شد. بعد دوباره نگاه نگاهش کرد و هی فکر کرد. آخر سر با اضافه شدن یه سر و دو تا دست و دو تا پا به طرح لباس کذا، برگردوندش به مامانم و گفت هر چی می بافی فقط یه طوری نباشه که با انگشت تو خیابون نشونمون بدن! مثل نقاشی این آقاهه مانتو هم نباشه!

  



پ.ن: خان داداش نره غولی برای خودشون هستن. یه وقت فکر نکنید بچه دبستانی اینو کشیده!

پ.ن: من و مامانم از اون موقع داریم به این موجوده می خندیم.


  • ۹۳
b lue
:)))))))))
آق داداش ها کلن عشقن :)))
آره. :)) به خصوص وقتی یه چیز خنده دار تعریف می کنن و خودشون اصلا نمی خندن!
آقاگل ‌‌‌‌
خخخخ دمش گرم خدایی چه خلاقیتی! :))))

ما هم تو کف خلاقتیش موندیم :)))
خور شید
:))

 برادرا.. امان از برادرا


+ سلام پاموک.. من خیلی وقته میخوام بهت سلام کنم
امان امان امان
سلام خورشید خانوم. خوش اومدی جان دل


بوبک یار
یه چشم داره؟؟
چشم چپش معلوم نیست نزدیکه به بینی!
امیر بهزادپور
نقاشی خان داداش خیلی از نقاشی های من بهتره.. :)
اصلا سبکی هست برای خودش! :))
عکس پروفایلتون بسیار ملیحه. ،
پرستو
چه باحاله
همگی با هم واسش یه هدیه بخریم برای این نقاشی خان داداش، پنج ساله از اراک:))))))
آره آره. یه هدیه هم واسه خواهرش بخرید من ممنون میشم :))))
جولـ ـیک
ماشالا از هر انگشت خان داداش هنر همچو فواره میپاچه:|
:))
اصلا یه چیزی باید ببینی :))))
پرستو
نه بابا خواهرش که کاری نکرده، این برادرش بوده که این همه ذوق و هنر داشته:))
خواهرش هم کلی ذوق داداششو کرده :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
می نویسم چون می دونم یه روز از خوندنشون لذت می برم
Designed By Erfan Powered by Bayan