از منم بگیر

  • ۲۲:۳۹

قرار بود بریم یه منطقه روستایی از یه گیوه دوز مصاحبه بگیریم. (گیوه که می دونید چیه؟) در به در به دنبال یه آقایی بودیم و از کل آدرس بهمون گفته بودن منطقه فلان، نونوایی سنگکی! یعنی مثلا فکر کنید بهتون بگن تهران، نون لواشی! همینقدر گم و مبهم! گشتیم و جوریدیم تا پیرمرد گیوه دوز زحمتکش رو پیدا کردیم. با لباسای سنتی و روستایی و فوق العاده سرزنده. شروع کردیم ازش مصاحبه گرفتن. با اعتماد به نفس هی گفت و گفت. بعد اضافه کرد من کارمند هم دارم! بیاید بریم نشون بدم. ما هم از خدا خواسته گفتیم بریم حاج آقا. رفتیم توی یه کارگاهی دیدیدم 4، 5 تا پیرمرد دقیقا عین خودش نشستن دارن گیوه می دوزن. خیلی با نمک. در ِ گوش همکارم گفتم خدا کنه بذارن ازشون فیلم و عکس بگیریم. 5،6 تا هم بگیریم حله. خلاصه دوربینا رو درآوردیم که مشغول بشیم.

اجازه دادن؟ اصلا عجیب سر فیلم و عکس با هم دعوا می کردن!! :| هی میگفتن خانوم از من بگیر! یکی شون که پالتوی منو می کشید میگفت از منم بگیر! میگفتن چرا از اون گرفتی از من نگرفتی! یکی دیگه شون میگفت اگه راست میگی نشون بده که ازم گرفتی! نشونش می دادم میگفت نه. سرم پایینه دوباره بگیر! اصلا کچلمون کردنا. دیگه مگه میذاشتن برگردیم؟ به زور از دستشون راحت شدیم! :| :)

حالا ما دیدیم و عکس گرفتیم. شما هم ببینید. از پخش شدن عکساشون در فضای مجازی رضایت داشتن هیییییچ، مراتب قدردانی و کمال مسرت رو دارن از اینکه عکساشون بچرخه. آقا دست به دست کنید بره! با خانواده نگاه کنید. بذارید بک گراند گوشی ها و لپ تاپ هاتون. هر جا رفتید حتما یه نسخه اش رو به بغل دستی تون نشون بدید. کوتاهی نکنید! ببینم چه می کنید. دیگه نگم. دیگه سفارش نکنم. فردا تلگرامم رو باز کردم ببینم همه عکس پروفایلاشون شده این پیرمردان زحمت کش!


پیرمرد مورد مصاحبه ما آقای سمت راستی ست. به کارگاه محقرش نگاه نکنید. گیوه هاش رو صادر می کنه به آمریکا، آلمان، اتریش، کشورهای حوزه خلیج فارس و... . از یونسکو هم دو تا نشان داره. همیشه خدا هم از این کشور به اون کشور دعوتش می کنن و نمایشگاه داره.


فکر کنم 70 درصد عکسای لپ تاپم شده عکسای این آقا! :)) خدایی نگاه کنید چقدر قیافه اش بامزه ست. فلیم برداری می کردم بعد ایشون هم همینجوری نگاه می کرد به من که کی لنز رو میگیرم روش. به محض اینکه می دید دارم ازش فیلم می گیرم شروع می کرد به کار کردن! :))





گیوه ایرانی


  • ۵۱۹
آقاگل ‌‌
چه پیرمردهای دوست داشتنیی. ^_^
با اینکه همین الان هم پیرمرد حساب میشم. ولی همیشه دوست دارم وقتی پیر شدم از این پیرمردها بشم. :))
.
گیوه خیلی گرونه! یکبار میخواستم بخرم گفت 150تومن. :| کلا منصرف شدم.

آره. واقعا شاد و خوشحال بودن.
آقاگل می دونستی شما از من کوچیکتری؟ پس با این حساب من باید پیرزن باشم! :)))
آره دقیقا همینه قیمتش. توی مسقط (پایتخت عمان) انقدر فروش داشتن که جفتی 300 تومن فروختن.
بهنام غمی
عکس دومیه قشنگ نشون می‌ده از اون پیرمردای شیطونه. :)))
دقیقا خیلی شیطون و زبل بود. :)
پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
آخییی چه با نمکن :)
شهر ما منبع اصلی گیوه اس، اصن بقیه شهرا از ما یاد گرفتن 
خداییش گیوه صادر می کنه؟ بعد واقعا آلمانیا گیوه می پوشن؟ دقیقا کجا و با چه لباسی میپوشنش؟ الان جدن اینا واسه من سوال شده ها 
الکی نمی پرسم 

خیلی :)
البته نمیشه گفت کدوم شهر از کدوم یکی یاد گرفته. چون پاپوش ِ متداولی بوده و هر منطقه ای به شیوه خودشون می دوختن. یه سری شهر ها حفظ کردن اما خیلی جاها دیگه تولید نمیشه. مثلا این آقا هم میگفت من تو ایران تکم! نمیشه گفت این حرف رو چون به نظرم هرجا مدل خودش رو داره. البته الان سرچ بزنی گیوه دوزی ایران عکسای این آقا رو میاره :)))
آره. صادر میشه و می پوشن. خیلی راحت و اسپرت. :) به خاطر اینکه پا عرق نمی کنه و بو نمی گیره. چون جنسشون از نخه. 
آقای دال
ما به گیوه میگیم کلاش
چه جالب. به زبون کجایی؟ :)
آقای دال
کوردی دیگه البته این گیوه ما یا همون کلاش خودمون زیرش رو از چوب طوری میسازن که انعطاف پذیره و البته خیییلی گرون هم هست 
آهان نمی دونستم. ما به پاپوشای قدیمی زنونه میگیم گالش. کلمه هاشون خیلی شبیهه.
بله. قبلا هم گفتم هر جا مدل گیوه دوزی خودش رو داره.
نار خاتون
دخترونه نمیدوختن؟!
چرا. منتها اگه دخترا پاشون کنن. :)
نفس نقره ای
چقدررررر جذاب و دوست داشتنی ^_^ منم میخوام برم ببینمشون خب
عزیزم. بیا تا ببرمت. اونا از خداشونه :))
آقاگل ‌‌
پیرمرد بودن مگه به سنه؟ :))
:دی
من از درون پیرمردم. 
یکی از فاکتورهاش سنه. اتفاقا از درون باید جوان بود. :)
ابراهیم ...
خیلی باحال و جذاب بود
مرسی :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
می نویسم چون می دونم یه روز از خوندنشون لذت می برم
Designed By Erfan Powered by Bayan