بهشت به روایت اردیبهشت

  • ۲۲:۴۹

این موقع های اردیبهشت یه جورای خاصیه. آدم یاد دوران تحصیلش تو شهر غریب میفته که هوا هی ملس و ملس تر میشد و ما هم به هر چیزی چنگ می زدیم که بزنیم بیرون تا ته خوابگاه از شدت تنهایی و دل گرفتگی نپوسیم. یا کاسه کوزه جمع می کردیم بریم پشت دانشکده کشاورزی که من نمی دونم رودخونه اون پشت چه کار می کرد اصلا؟، برای ناهار اولویه بخوریم یا می نداختیم رو کولمون می رفتیم گنج نامه بساط جوجه علم می کردیم. توی راه هم موقع رد شدن از عرض جاده حواست به ماشین هایی که با سرعت رد میشن نباشه و عزرائیل در دو قدمیت برات بوس پرت کنه! همه ماتشون ببره و یکی از بچه ها داد بزنه براش آب بیارید و تا بطری آب معدنی رو دست به دست کنن تا بهت برسه ببینی دوستان نمکدون تا آخرین قطره اش رو وسط راه خوردن و بعدش دارن به قیافه ات می خندن! :|

یا سُر بخوریم بریم تاریک دره که فقط به صدای سکوت گوش بدیم. با بچه ها بطری‌ بازی کنیم و وقتی پسرای لوس و نمکدون (!) گیر بدن اگه تو جزیره آدم خوارا مجبور بودی برای حفظ جونت با یکی از ماها ازدواج کنی کدوممون رو انتخاب می کردی؟، جواب بدی: همون ترجیح میدم خودمو بندازم جلوی آدم خوارا! :|

اردیبهشت حتی وسط کلی کار درسی عقب مونده به خاطر خوب بودن هوا به بهونه خرید خرت و پرت های یخچال، بپریم سبزه میدون تا گوش مون از صدای فروشنده ها پر بشه:

جان منی بادمجان!

ننه ات بمیره گوجه!

خاک تو سرت توت فرنگی!  :|

گاهی هم دو تا پیراشکی حلقه ای شکلاتی می خریدیم و با هم اتاقیم می رفتیم می نشستیم درست توی شلوغ ترین میدون شهر و تا تاریک شدن هوا به مسخره ترین آهنگ زندگی مون گوش می دادیم.

اردیبهشت ساکم رو می گرفتم دستم تا تنهایی بدون خبر به هیچ کسی برم شهر دوستم و در کنار چایی تمشک ها و گوجه سبزا و پیتزاها و استانبولی هایی که کنار هم می خوردیم دو ساعت هم تو بغلش زار بزنم بعد که میدیدم آرامش برگشته باز بخندیم. از اون خنده هایی که کش میان و شیرینیش تا اردیبهشت سال بعد می مونه.


  • ۱۵۱
قالب رضا
:)
:)
آقاگل ‌‌
گنج نامه؟ همدان درس میخوندید؟ :)
نمی دونستم. 
.
اردیبهشت فصل خاصیه. عجیب غریبه. پر از خاطره است.
بله :)
هم عجیبه هم خواستنی
مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
;)
دوس داشتنی تر از اردیبهشت و کالج مموری هنوز خلق نشده
آره باید گذاشتشون توی فریزر همیشه بمونن :)
مهر2خت 69
اصن کل سال یه طرف اردیبهشت و مهر هم یه طرف دیگه
در مورد مهر حرفی ندارم ولی اردیبهشت چیز دیگری ست :)
هانی هستم
هوایی شدم اصلن!
ما خودمان نیز
آقای سر به هوا ...
چه حالی کردین خلاصه !
آره واقعا یادش بخیر. متولدین اردیبهشت هم زیاد بودن بساط تولد داغ.
غمی ‍‍
از این پسرای نمکدون توی هر جمعی پیدا میشه. معمولا هم به همین جواب می‌رسن؛ البته به شرطی که دخترای نمکدون‌تری توی جمع حضور نداشته باشن :)) 
ما که توی این دوران فقط توی خوابگاه PES و حکم و شلم می‌زدیم... :)))
دیگه سوال نمکدونی جواب نمک شکن میخواد!
پسرا با پاسور بازی می کنن دخترا فال می گیرن :))
نرگس سبز
دلم خواست دانشجو بشم ک
ایشالاااااا
تی رکس
دوران تحصیلش تو شهر غریب؛
هعی...
Paradise
سلام عزیزم خوبی؟
من کلا عاشق فروردین و اردیبهشتم و خعلی حس خوبی بهم میده
پاموووک؟خاطرات دانشجوییت رو که گفتی اشک توی چشام حلقه زد و پرتم کردی به خاطرات دانشجوییم و کلی دلم براااشش تنگ شدددد.... ای ای چه دورانی بود.... بهترین دوران زندگی من
سلام مهربون.
کلا این ماه ها همش پر از خاطراتن. حتی یادآوری مشکلاتش هم لذت بخشه. :)
نگین ...
ما خدای ِ هوایی شدنیم اصلا
اوهوم
Maryam mariyana
سلام 
خواستگاری دم شوت شدن در معده ی آدم خوارها ، عجب سناریویی هم چیده فیلسوف خخخخخخخ
کلا توهم زیاد میزنن :)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
می نویسم چون می دونم یه روز از خوندنشون لذت می برم
Designed By Erfan Powered by Bayan