باز هم قبل از حرف

  • ۱۴:۵۰
یه مدت بین باستان شناسای قدیمی رایج بود وقتی توی حفاری ها، کاوش ها و بررسی هاشون به شیء یا علامت ناشناخته بر می خوردن سریع ربطش میدادن به دین و مذهب و آیین و طلسم و جادو و فوری تز می دادن که مثلا فلان چیز نماد یه الهه ست یا فلان طرح مثلا نماد بارون یا خورشیده. خلاصه حتما یه دلیل و علتی برای ایجادش میاوردن. هیچ کس نمی گفت اصلا بابا شاید اون انسان نئاندرتال بدبخت (نوعی انسان اولیه) نشسته روی یه سنگی و همینجوری واسه دل خودش یه چیزی ساخته یا یه چیزی روی دیوار کشیده. تاکید می کنم همینجوری، الکی. شاید اون موقع اینجوری با خودش حال می کرده.
حالا داستان اسم اینجاست. من همینجوری و بی هیچ علتی اسم اینجا رو گذاشتم پاموک (پنبه) از آهنگ این کلمه خوشم میومد و همین طور از زبان ترکی استانبولی. (تاکید میکنم استانبولی) دیگه هیچ دلیلی برای اینکه چرا پنبه هست براش ندارم. هیچ ربطی هم به ضرب المثل ها، شعرها، متل ها و اصطلاحایی که توشون کلمه پنبه هست نداره. هر وقت آیندگان خواستن اینو تحلیل کنن لطفا توجه کنن و تز الکی ندن! من راضی نیستم! :" 
  • ۵۹

قبل از حرف

  • ۲۳:۰۶

پاموک در زبان ترکی استانبولی یعنی پنبه

  • ۶۰
Designed By Erfan Powered by Bayan